چه وجه اشتراکی با خدا دارید؟

چه وجه اشتراکی با خدا دارید؟
چه وجه اشتراکی با خدا دارید؟

گر به مکالمات مردم با دقت گوش کرده باشید بلافاصله متوجه این نکته خواهید شد که مردم در جستجوی یافتن وجوه اشتراک هستند. تصور کنید که دو نفر غریبه در هواپیما در کنار یکدیگر نشستهاند. مکالمه آنان چیزی شبیه به این خواهد بود:

«اوه، این هواپیماها، من از پرواز متنفرم!»

«من هم همینطور. من به دلیل شغلم دائماً در حال سفر هستم، اما هیچ وقت به آن عادت نمیکنم.»

«پس دارید به منظور کار به بالتیمور میروید؟»

«نه، آنجا فامیل دارم. میخواهم خویشاوندانم را ببینم.»

«من هم در آنجا خویشاوند دارم. آیا شما در بالتیمور بزرگ شدهاید؟»

«بله، همینطور است.»

«خوب، من هم همینطور.»

وقتی مکالمه میکنیم در جستجوی موضوعاتی مشترک هستیم تا درباره آنها صحبت کنیم. ما به دنبال رشتههای مشترک میگردیم. وقتی مردم نمیتوانند وجه اشتراکی بین خود و دیگری بیابند، عملاً «حرفی برای گفتن با یکدیگر ندارند» و یا شاید درباره وضع هوا شروع به صحبت کنند (یک وجه اشتراک واضح).
وقتی وجه مشترکی در بین باشد، برقراری ارتباط با مردم بسیار آسانتر خواهد بود. به عنوان یک انسان، ما راحتتر میتوانیم با انسان دیگری رابطه برقرار کنیم تا یک تکه سنگ و یا یک درخت. به دلیل وجود تفاوتهای عظیمی که بین ما و یک گیاه وجود دارد، هیچ سطحی که بر پایه آن بتوان رابطه ایجاد نمود، وجود ندارد. شاید این به نظر شما احمقانه باشد، اما این یک پدیده واضح و آشکار در زندگی ما است. نکته قابل توجه دیگر این است که هر قدر در تشابهات بیشتری با هم سهیم باشیم، این رابطه بهتر میشود. اگرچه به خوبی با یک گیاه ارتباط برقرار نمیکنیم اما با حیوانات بهتر میتوانیم رابطه برقرار کنیم (یک حیوان دستآموز). چرا؟ چون که حیوانات بیشتر از گیاهان به انسانها شباهت دارند. وجود شباهتهای هر چه بیشتر بین دو طرف، احتمال ایجاد رابطه بین دو نفر را بیشتر کرده، و سطح این ارتباط را ارتقاء میدهد.
شاید این پدیده بتواند آنچه را که در اولین قسمت کتاب مقدس میبینیم، توضیح دهد. در آنجا ما در مییابیم که خداوند انسان را «به صورت خود آفرید». بجز انسان، هیچ چیز دیگری بر روی زمین شبیه به خدا آفریده نشده است.
آفریده شدن شبیه به خدا یعنی چه؟ شاید خدا ما را اینگونه طراحی نموده است تا در بعضی از خصوصیاتی که او دارد، ما نیز با وی شریک باشیم. ما نیز همانند خدا قدرت استدلال، احساس، ایجاد ارتباط از طریق کلام، خلق کردن، پندار و تفکر، جریحهدار شدن عمیق احساسات، و مسرور شدن را داریم، البته در درجاتی کمتر از خدا. همانند خداوند ما دارای یک جنبه منحصر به فرد غیرمادی نیز هستیم . . . یک روح. ما یک آگاهی درونی نیز داریم . . . «من فکر میکنم؛ بنابراین من وجود دارم.»
به نظر میرسد که خداوند از بسیاری جهات ما را به عنوان نسخهای محدود از خویشتن نامحدود خود خلق کرده است تا از این طریق ما را از قصد و نیت خود آگاه سازد، یعنی بدانیم که او مشتاق است تا با ما رابطه ایجاد نماید. این را در نظر بگیرید: شما با تمامی ویژگیها، تواناییها و احساسات و تخیلات منحصر به فرد خود، همانند تخته اعلان متحرکی هستید که به صورت نمونههایی کوچک، خصوصیات خداوند را به تصویر میکشند؛ خصوصیاتی که نمایانگر شخصیت و وجود خداست. خدا ما را طوری طراحی کرده است تا با او در ارتباط باشیم و شما خود این مطلب را به اثبات میرسانید. در واقع هر شخصی گواه این مطلب است. اگرچه هر انسانی، چه زن و چه مرد، در نوع خود بیهمتا و بینظیر است (که این خود یک معجزه محسوب میشود)، اما همه ما شبیه به خدا هستیم.
انسان بودن به این معناست که ما در مقام و منزلت منحصر به فردی قرار داریم که خدا را عبادت کنیم. در این باره فکر کنید. آخرین باری که خارج از شهر رانندگی میکردید و یک گله احشام را دیدید که در حال انجام مراسم مذهبی هستند کی بود؟ حیوانات پرستش و عبادت نمیکنند مگر در فیلمهای تخیلی کارتونی. اما در عوض در تمامی طول تاریخ بشر، و در تمامی نقاط مختلف دنیا، انسانها به اشکال گوناگون در حال پرستش و عبادت بودهاند. شاید به همین دلیل ما به صورت خدا و شبیه به خدا خلق شدهایم. چیزی در درون ما آگاه است که زندگی عنصری معنوی را در بر دارد، و خداوند نیز در آن دخیل است. برای اینکه درباره داشتن یک رابطه با خداوند بیشتر بدانید، شخصاً خدا را شناختن را ملاحظه کنید و یا انجیل «یوحنا» را از کتاب مقدس مطالعه نمایید.

نسل جوان ایران به دنبال جایگزینی برای اسلام هستند

نسل جوان ایران به دنبال جایگزینی برای اسلام هستند
نسل جوان ایران به دنبال جایگزینی برای اسلام هستند

ایران در لیست دیدبان جهانی سازمان درهای باز رتبه ۱ تا ۱۰  را از لحاظ جفای به مسیحیان دارد. اما در وانفسای این جفاها بوی تغییراتی نیز به مشام می رسد.

مسلمانان در ایران بیشتر از هر زمان دیگر پذیرای پیغام انجیل هستند و نوکیشان مسیحی هم بخاطر ایمانشان به مسیح مورد جفا، بازداشت و زندان و حتی خطر اعدام قرار دارند.
مسیحیان آگاهند که هرگونه فعالیت در راستای ابراز اعتقاداتشان و آگاهی ماموران و مقامات امنیتی و دولتی از فعالیت های مسیحی شان خطرات و عواقب بدی را برای آنان در پی خواهد داشت . به نقل از سرویس خبری میسیون برنامه رادیویی فارسی زبان کلام امید داستانی را که به تازگی در زندگی آقای “ر” و همسرش خانم “س” که از شنوندگانشان هستند اتفاق افتاده را بازگو می کند.
با خبردار شدن مقامات از فعالیت های کلیسایی آقای “ر” و خانم “س” در کلیسای خانگی، این دو تن دستگیر و پس از هفته ها بازجویی به قید وثیقه آزاد شدند. این زوج مسیحی در نامه ای به مسئول ایرانی رادیو کلام امید شهادت دادند که درک و فهمشان از کلام خدا نقشی اساسی در ثابت قدمی شان بازی کرده است. آنها اظهار داشتند: “می خواهیم خدا را برای دعاهای شما شکر کنیم. وقتی در زندان بودیم، گاهن درباره شما فکر می کردیم و مطمئن بودیم که خدا در هر شرایطی از ما استفاده می کند. ایمان داریم که اگر ما ایرانیان تعالیم حقیقی عیسی مسیح را بشنویم، به فیض خدا قادر خواهیم بود تا بدون توجه به آزمایشات و سختی ها بر ایمان خود استوار بایستند. عیسی مسیح در حال بنای کلیسای خود در ایران است.”
تیم رادیویی مذکور با پاسخ هایی که از شنوندگانشان می گیرند تشویق و تقویت می شوند تا پیغام انجیل را با وجود محدودیت های شدید اعمال شده از سوی دولت اسلامی ایران به داخل کشور برسانند.
این گروه رادیویی همچنین کنفرانس هایی را برای ایمانداران ایرانی برگزار می کند. رهبران این تیم تا کنون مراسم عروسی مسیحی برگزار کرده اند، برای کسانی که نیازهای خاص دارند دعا کرده اند، عشاء ربانی را برقرار کرده اند و نو ایمانان را تعمید داده اند.
یکی از شنوندگان به این رادیو می نویسد: “کار امروز خداوند در ایران کمی از یک بیداری روحانی ندارد.” قطعن نسل جوان امروز ایران نیز سرسختانه به دنبال جایگزینی برای “اسلام” هستند.

هرچه کنید همه را برای جلال خدا بکنید

هرچه کنید همه را برای جلال خدا بکنید
هرچه کنید همه را برای جلال خدا بکنید
در رسالۀ اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۳۱، کلام خدا می‌گوید: “پس خواه بخورید و خواه بنوشید، خواه هر چه کنید، همه را برای جلال خدا بکنید.” با این گفتار و آیاتی مشابه آن، کلام خدا به سئوالات ما در مورد امور روزمرۀ زندگی پاسخ می‌دهد. دقت کنید که کل زندگی ایماندار در جملۀ “خواه هر چه کنید” خلاصه می‌گردد.
اصولاً زندگی یک مسیحی واقعی به دور خداوند و جلال او می‌چرخد، حتی خورد و خوراک و پوشاک و یا هر کار دیگر. به عبارت دیگر تمام زندگی یعنی:
۱) خواه آنچه به روح ایماندار بستگی دارد مثل مطالعۀ کلام خدا، دعا، پرستش، کلیسا رفتن و خدمات مسیحی
۲) خواه آنچه به جان شخص مربوط است مانند افکار، نقشه‌ها، تصمیمات، برنامه‌ریزی‌ها، اراده و احساسات
۳) خواه آنچه به بدن او مربوط است مثل خورد و خوراک و پوشاک، همه باید برای جلال خداوند تقدیس گردد.
لیست فوق به هیچ‌وجه کامل نیست و هرکس می‌تواند مسئولیت‌ها و امور مربوطه را که هر روز با آنها مواجه می‌شود به آن بیافزاید؛ حتی تفریحات، خواب و بیداری، استراحت، میهمانی‌ها، مخارج زندگی، کسب و کار برای امرار معاش، تحصیلات، ازدواج، بچه‌داری، شوهرداری، نظافت و یا هر قول و فعل دیگر. بلی، همه این امور و به‌طور‌کلی تمام مسائل زندگی یک مسیحی باید با اراده نیکو و پسندیدۀ خدا مطابقت کند چون خدا به تمامیت وجود ما یعنی روح و جان و بدن اهمیت می‌دهد و در کل به تمام زندگی‌مان علاقمند است.
در مورد روح می‌خوانیم که خدا را باید با روح و راستی پرستش کرد (یوحنا ۴:‏۲۳ و ۲۴).
همینطور خدا را باید با تمام جان خود محبت نمود (مرقس ۱۲:‏۳۰) و با فهم و درک کامل در شناخت او رشد کرد. ایماندار باید افکار مسیح را دارا باشد (اول قرنتیان ۲:‏۱۶)، باید با ذهن و افکار تازه و آسمانی خدا را خشنود کند.
و بالاخره بدن‌های خود را باید چون قربانی زنده مقدس پسندیدۀ خدا به او تقدیم کنیم (رومیان ۱۲:‏۱) چون بدن‌های ما هیکل و منزل روح‌القدس است و از ما خواسته شده که خدا را با بدن خود نیز تمجید نماییم (اول قرنتیان ۶:‏۱۹ و ۲۰).
متن آیه‌ای که هم‌اکنون مورد بررسی ما است یعنی اول قرنتیان ۱۰:‏۳۱ بسیار غنی و پر از درس‌های عملی برای زندگی روزمرۀ هر فرد ایماندار و وفادار به مسیح است. پس یکبار دیگر این آیه را بخوانیم: “پس خواه بخورید و خواه بنوشید و خواه هر چه کنید، همه را برای جلال خدا بکنید”.
یک شخص مسیحی اگر فکر کند که فقط مطالعۀ کلام خداوند، دعا، کلیسا رفتن و خدمات کلیسایی، روحانی و مهم است و بقیۀ امور جسمانی و بی‌اهمیت و اتلاف وقت است، شکست می‌خورد. زیرا اگر با این دید منفی به مسائل زندگی نگاه کنیم، خود را در تاریکی می‌یابیم و مسئولیت‌های خود را با اکراه، غرغر و شکایت، بی‌حوصلگی، ناله و عذاب وجدان و خودخوری انجام خواهیم داد و زندگی را بر خود و دیگران تلخ می‌سازیم. ولی اگر در نور روح‌القدس با کلام خدا مشورت کنیم، از سردرگمی درآمده متوجه می‌‌شویم که خدای پرفیض و محبت که مالک و صاحب تمامیت وجود ما است ما را یتیم نگذاشته بلکه او علاقمند به همۀ ابعاد و جزئیات زندگی ماست.
عیسی‌مسیح خداوند در دعای ربانی که سراسر روحانی و گویای عظمت، ابهت، قدوسیت، اراده، ملکوت، قوت و جلال خداست، در وسط دعا مسئلۀ نان را می‌گنجاند و تعلیم می‌دهد که از پدر آسمانی نان کفاف روزانه را که شامل تمامی مایحتاج روزمره است بطلبند به این ترتیب موضوع “نان” را از مسائل عمیق روحانی جدا نمی‌کند، چون همۀ مسائل و زندگی ایماندار در حضور خداوند مهم و مقدس است.
یک شخص مسیحی اگر فکر کند که فقط مطالعۀ کلام خداوند، دعا، کلیسا رفتن و خدمات کلیسایی، روحانی و مهم است و بقیۀ امور جسمانی و بی‌اهمیت و اتلاف وقت است، شکست می‌خورد.
زندگی عیسی‌مسیح خداوند در این دنیا نمونه و گویای حقیقت فوق است. تمام زندگی او از طفولیت، زندگی عادی، خدمات روحانی، مرگ و رستاخیز او عطر خوشبو و پسندیدۀ خدا بود و کلام خدا او را برۀ بی‌عیب خدا معرفی می‌کند که در هر مرحلۀ زندگی‌اش باعث برکت بود و فیض خدا بر او کاملاً آشکار و هویدا بود. مسیح تا سن ۳۰ سالگی سال‌ها مشغول کار سخت نجاری برای امرار معاش خود، مادر، برادران و خواهرانش بود. در ۳۰ سالگی خدای پدر خشنودی مطلق خود را با جملۀ “این است پسر حبیب من که از او خشنودم”، اعلان کرد. (متی ۳:‏۱۷). پس از آن عیسی‌مسیح خداوند وارد زندگی بسیار فشرده خدمت خود شد که شامل نجات و رهایی و شفای روح و جان و بدن انسان‌ها بود و بالاخره با شکنجۀ صلیب روبرو شد. امّا تمام زندگی او از طفولیت تا مرگش مبارک و همه برای جلال خدا بود و بالاخره خدای پدر توسط رستاخیز او بر زندگی او مُهر تأیید زد زیرا شخصیت و خدمت او کامل، بی‌عیب و تماماً باعث جلال خدا بود.
نتیجۀ تعلیمات کتاب‌مقدسی مطلب مورد بحث در مورد مسائل زندگی را می‌توان در چند نکتۀ زیر خلاصه کرد:
اولاً- با دانش به اینکه خداوند نیکوی مطلق، آفریننده و علاقمند به تمام جزئیات زندگی ما است، و اینکه تنها و بی‌کس نیستیم، تسلی می‌یابیم. دیگر فشارها و مسئولیت‌های گوناگون و تکراری ما را از پا در نمی‌آورند، بلکه هر مورد را با آرامش، اطمینان خاطر، با نشاط و سپاسگزاری و با حکمت و قوت خداوند انجام خواهیم داد (کولسیان ۳:‏۱۷).
ثانیاً- در هر امری با غیرت مقدس بسیار مواظب خواهیم بود تا طبق برنامه و خواست خداوند رفتار و زندگی کنیم. به خود اجازه نخواهیم داد هر طور دلمان می‌خواهد برنامه‌ریزی و زندگی کنیم. رضایت و خشنودی او در هر امر بسیار مهم خواهد بود و مثل شاگرد ممتاز منتظر تأیید او خواهیم بود و اینکه او به ما آفرین گوید.
با دانش به اینکه خداوند نیکوی مطلق، آفریننده و علاقمند به تمام جزئیات زندگی ما است، و اینکه تنها و بی‌کس نیستیم، تسلی می‌یابیم. دیگر فشارها و مسئولیت‌های گوناگون و تکراری ما را از پا در نمی‌آورند.
ثالثاً- با همکاری خداوند و راهنمایی روح او رشد خواهیم کرد و متوجه می‌شویم که زندگی ما با کلام خدا و اراده او هماهنگ می‌گردد.
نیروی ما با ندانم‌کاری‌ها و پریشانی و تلاش‌های بیهوده‌ تلف نخواهد شد بلکه عمل دست‌های ما پر از فیض، مثمرثمر و باعث شادی و بنای خود و خانواده و اطرافیان خواهد بود.
صحبت از همکاری با خدا کردیم. منظور از این جمله این است که اجازه بدهیم خداوند با روح قدوسش مطابق کلامش تمام مسائل زندگی ما را بررسی، تجدیدنظر، تقدیس و اصلاح نماید. این مشورت، راهنمائی و دوستی بسیار گران‌قدر، ضروری و عالی است و ما را به خداوند نزدیک‌تر و زندگی ما را شیرین‌تر می‌گرداند.
با تجدید نظر، بررسی و راهنمایی خداوند، طرز پخت‌وپز، خورد و خوراک و پوشاک، نظافت، طرز میهمانی‌ها، طرز خرج کردن پول، طرز خرید و فروش، طرز خانه‌داری، بچه‌داری، شوهرداری، طرز معاشرت و صحبت، طرز برنامه‌ریزی‌ها، انجام دادن مسئولیت‌ها و کارهای گوناگون و هر موضوع دیگری که به ذهن ما خطور می‌کند کلاً تقدیس و اصلاح خواهد شد.
چه امتیاز عالی‌ای! واقعاً دوستی با خداوند و اطاعت از روح‌القدس و اوامر او چه شیرین است و در اینجاست که ارادۀ خداوند مبنی بر اینکه: “نور و نمک” باشیم تحقق پیدا می‌کند (متی ۵:‏۱۳ و ۱۴).
در خاتمه به هیچ‌وجه ادعا نمی‌کنم که مطلبی را که در اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۳۱ است با این مقاله کاملاً پوشانیده باشم. در واقع خواننده را دعوت می‌کنم تأمل کند و در حضور خداوند زندگی خود را با این آیه بسنجد. امّا شایسته است این مطلب را اضافه کنم که البته اهمیت کارهای زندگی یک ایماندار متفاوت است. مثلاً نوشتن رسالات پولس رسول که جزو کلام جاودانی خداست به‌مراتب مهم‌تر از چادر دوختن اوست و یا کار نجات عیسی‌‌مسیح خداوند بر صلیب به‌مراتب مهمتر از کار نجاری او برای امرار معاش است ولی خدا را شکر که تمام زندگی پولس رسول چه چادر دوختن و چه نوشتن رسالات و کل زندگی عیسی‌مسیح چه تجسم او و چه نجاری او و چه کار نجات او بر صلیب همه در نظر خدا پرارزش، تقدیس‌شده و مکمل همدیگر است و هیچ امری را نباید خوار و کوچک شمرد (لوقا ۱۶:‏۱۰، ۱۹:‏۱۷؛ متی ۲۵:‏۲۱)، چه بسا وفاداری در انجام “امور کوچک” با انگیزۀ صحیح منتج به نتایج عالی می‌گردد و در نهایت به جلال خدا منتهی خواهد شد که هدف نهایی نیز همین است.

اسلام گریزی جوانان به رشد مسیحیت انجامیده است

اسلام گریزی جوانان به رشد مسیحیت انجامیده است
اسلام گریزی جوانان به رشد مسیحیت انجامیده است

استقبال از برنامه های تلویزیونی، استفاده وسیع از وب سایت های مربوط به تبلیغ مسیحیت و تماس های تلفنی که ایرانیان از داخل کشور با این رسانه ها برقرارمی کنند، بخصوص از شهرهای مذهبی ایران همگی نشان دهنده تشدید استقبال مردم در گرویدن به دین مسیحیت است.

یکی از مهم ترین عرصه های انتقاد از جمهوری اسلامی توسط مجامع حقوق بشری و نیز جامعه جهانی، تبعیض های مذهبی و نیز اعمال خشونت علیه آن بخش از دین باوران در کشور است که رهبران جمهوری اسلامی اساسن وجود آنان را خطری علیه خود میپندارند. بهائیان و ایرانیانی که به مسیحیت روی می آورند در زمره این “خطرات” بشمار می روند.
در مورد موج گرایش به مسیحیت، مقامات رژیم تاکنون باصطلاح ظرافت بیشتری بکار گرفته و مقابله دائم و بی تزلزلی را که علیه این گروه از شهروندان ایرانی بکار میگیرند، با احتیاط و رعایت پنهان کاری به سرانجام میرسانند.
بدون شک محاسبات دیپلماتیک بین المللی و چه بسا حضور غیر قابل انکار شهروندان ارمنی در سراسر کشور، که بخش دین باورشان همگی مسیحی مذهبند، مسئولان را واداشته است تا آنجا که ممکن است مبارزه سرسختانه ای را که علیه موج تغییر دین و گرویدن به مسیحیت به اجرا گذاشته اند، از دیده ها پنهان دارند و قربانیان خود را به روش های پیچیده تر و پنهان کارانه تری مورد تعرض و تهدید قرار دهند.
در ایران برخی از روحانیون مخالف معتقدند که خشونت و آزار علیه نودینان مسیحی به این دلیل شدت بیشتری پیدا کرده است، که موج اسلام گریزی در میان جوانان کشور گسترش بیشتری یافته است.

پیامبران هم گناهکارند

پیامبران هم گناهکارند
پیامبران هم گناهکارند

طبق تعلیم کتاب‌مقدس، هر موجود بشری که از نسل آدم و حوا هستند، چه به‌لحاظ ارثی و چه به‌لحاظ ارتکابی، گناهکار هستند، حتی اگر به پیامبری هم مبعوث شده باشند. در جهان‌بینی کتاب‌مقدس، هیچ بشری از نسل آدم و حوا معصوم نیست. در این میان، تنها عیسی مسیح معصوم و مصون از گناه بود، چرا که او از نسل آدم و حوا نبود، بلکه نطفۀ او را خدا در رحم مریم مقدس قرار داد. به بیانی، او خلقت دوم خدا بود. از این رو است که پولس رسول، او را «آدم آخر» و «انسان دوم» می‌نامد (اول قرنتیان ۱۵:‏۴۵ و ۴۷). به همین دلیل است که پولس رسول در بحثی مفصل در فصل‌های اول تا سوم رساله به رومیان، همۀ انسان‌ها را گرفتار گناه به‌شمار می‌آورد و در آخر می‌فرماید: «همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می‌آیند.» (رومیان ۳:‏۲۳). همۀ انسان‌ها، از جمله انبیا و مردان بزرگ خدا، نیاز به فیض نجات‌بخش خدا در عیسی مسیح دارند.

دوم، باید توجه داشت که کتاب‌مقدس داستان قوم اسرائیل است. در نتیجه، تمام انبیایی که ذکر آنان را شنیده‌ایم و نزد ما معروف می‌باشند، جزو این قوم می‌باشند و باید جایگاه آنان را در این چارچوب، بر اساس کتاب‌مقدس، تشخیص داد. آنها هیچ یک، به جز حضرت موسی، پیامبر به معنی واقعی کلمه نبودند. برای مثال، لوط در کتاب‌مقدس، پیامبر نیست. او صرفاً برادرزادۀ حضرت ابراهیم بود که از قضا سکونت در شهری فاسد را به زندگی مشترک با عموی خود ترجیح داد. اگر ذکری از او در کتاب‌مقدس آمده، به این دلیل است که از او دو نسل به‌وجود آمد که هر دو دشمنان قسم‌خوردۀ قوم اسرائیل بودند. یا مثلاً هارون شخصاً نبی نبود. او برادر موسی و معاون او بود. داوود و سلیمان در وهلۀ اول، پادشاهان اسرائیل بودند نه پیامبر قومی خاص. کتاب‌مقدس به‌صراحت به فراز و نشیبهای روحانی زندگی ایشان اشاره می‌کند.
سوم آنکه کتاب‌مقدس هیچ انسانی را با عینک آرمان‌گرایانه نگاه نمی‌کند. همۀ انسان‌ها صرف نظر از مقام روحانی خود، بشر هستند و جایزالخطا. هیچ انسانی معصوم نیست، حتی انبیای کتاب‌مقدس، به‌جز عیسی مسیح، آن هم بنا به دلیلی که در بالا به آن اشاره کردیم. کتاب‌مقدس دیدی واقع‌بینانه به انسان دارد، نه دیدی ایده‌آلی. لذا جای تعجب نیست که می‌بینیم کتاب‌مقدس هم به نقاط قوت اینان اشاره می‌کند و هم به نقاط ضعفشان. همۀ ما نیاز داریم فیض خدا را در خداوندگار ما عیسی مسیح دریافت کنیم و رستگار گردیم.