image_pdfimage_print

انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش سوم)

انقلاب اسلامی ایران سدی بلند در مقابل پیشرفت موسیقی ارامنه بود و اکثر هنرمندان ارمنی که در حوزه‎ی موسیقی فعال بودند و در ایران ماندن ضرر کردند.

mohabatnews_art

به گزارش«محبت‌نیوز» سی و هشتمین سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد و هر روز ابعاد تازه‎‎ای از آثار و تبعات منفی تحولی عظیم با زیربنایی ایدئولوژیک در نقطه به نقطه ‏ی زندگی فردی و اجتماعی ما نمایان می‎شود.

در بخش سوم بررسی تاثیرات انقلاب اسلامی بر جامعه‎ی ارامنه‎ و اقلیت‎های مسیحی به طور اجمالی به شرحی از افول موسیقی ارامنه پس از انقلاب می‌پردازیم.

به استناد تاریخ جامعه‎ی ارامنه‎ از پُل‌های ارتباطی موسیقی شرق و غرب بودند و موسیقی ایرانی همواره به ستارگان ارمنی خود می‌بالد.

چه در سال‌های دورتر که «مگردوم کاراپتیان» در اصفهان اولین ارکستر سازهای زهی را تأسیس کرد و «سوقومون سیمونیان» معروف به سلیمان‌خان ارکستر نظام دربار قاجار را اداره می‌کرد و چه امروز ، هنرمندان ارمنی به هنر موسیقی ایران خدمات شایانی کردند.
موسیقی‌ فاخر ایران مدیون تلاش‌های «روبن گریگوریان» پایه‌گذاری ارکستر سمفونیک تهران و «لوریس هایکازی چکناواریان» استاد و از رهبر ارکستر در ایران و ارمنستان است.

ارامنه در موسیقی پیشرو بودند، خانم «ساتنیک آقابابیان» خواننده‎ی اپرا و نخستین خواننده‌ی زن ایرانی بود که تابوهای حضور زنان در موسیقی را آن هم در دورانی که جامعه بسیار سنتی‎تر و متعصب‌تر از امروز بود شکست. با «سیمون آیوازیان» پدر گیتار کلاسیک ایران که سهم بزرگی در فراگیری این ساز در کشور داشت.

«گورگن موسسیان» رئیس گروه کُر سازمان صدا و سیما و در تالار وحدت رهبری همسرایان را به عهده داشت.

علاقمندان به موسیقی، نام زنده‎یاد «واروژان» (واروژ هاخباندیان) را هرگز فراموش نخواهند کرد. او از ستارگان آهنگ‎سازی موسیقی ما بود و آثار او همچنان در صدر بهترین آهنگ‌های موسیقی فارسی قرار دارد. واروژان سهم زیادی نیز در ساخت موسیقی متن فیلم داشت و یکی از بنیانگذاران موسیقی پاپ در ایران بود.

«ممل آمریکایی» و «در امتداد شب» از یادگارهای او در عرصه‎ی آهنگ‌سازی فیلم است.

از ارکان عصر طلایی موسیقی ایران که با وقوع انقلاب غروب کرد، ارامنه بودند. صدای گرم «ویگن دِردِریان» سلطان جاز ایران هرگز فراموش شدنی نیست، با فاصله‌ی کمی پس از او «مارتیک قره‌خانیان» از ستارگان موسیقی پاپ ایران شد. او که در نوازندگی هم برای خود سبک نویی داشت در کنار هم نسلی‌های خود از جمله ابی، داریوش، گوگوش و ستار همچنان به موسیقی ایران خدمت می‌کند.

آندرانیک (اندی) نیز از دیگر چهره‌های محبوب موسیقی ایران است که هنوز هم آثار و اجراهای او مارکت بالایی دارد و از جمله خوانندگان محبوب ایرانی است که مثل خیلی دیگر هم‎نسلی‌های خود مجبور شد پس از انقلاب اسلامی ۵۷ برای ادامه فعالیت هنری از ایران مهاجرت کند.

انوش، آرتوش، گورگن و بسیاری دیگر از خوانندگان، نوازندگان و آهنگ‎سازان موسیقی و …تمام این هنرمندان و ستارگان نسلی بودند که پیش از انقلاب پرورش یافتند و فارغ از جهت‌گیری‌های دینی مذهبی، خود را به عنوان هنرمند به جامعه‎ی ایرانی معرفی کردند و با آغوش باز به سرعت سهم خود را از مشارکت در جامعه‎ی هنری گرفتند.

اما انقلاب ایران سدی بلند در مقابل پیشرفت موسیقی ارامنه بود و اکثر هنرمندان ارمنی که در حوزه‎ی موسیقی فعال بودند و در ایران ماندن ضرر کردند.

روز یکشنبه پنجم دی ماه سال ۱۳۹۵ بنیامین بهادری از خوانندگان پاپ ایران در سالن برج میلاد کنسرت داشت و «ملانی آوانسیان» نوازنده‎ی ارمنی ویلن سُل گروه او بود، اما اجازه داده نشد او برای اجرا روی صحنه برود. ملانی آوانسیان به همراه برادرش استیو برای اجرا در کنسرت بنیامین حضور داشتند، اما مسائلی خارج از حیطه‎ی هنر دامن‌گیر او شد.
ملانی دختر کشیش «ورویر آوانسیان» بود که بدلیل فعالیت در میان مسیحیان فارسی زبان نامش در فهرست سیاه جمهوری اسلامی قرارداشت.

این کشیش شهرویور ماه سال ۱۳۹۲ به اتهامات اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ و بشارت مسیحیت بین مسیحیان فارسی زبان در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به صورت غیرعلنی محاکمه شد.

ورویر آوانسیان، سال‌های زیادی از عمر خود را صرف موسیقی کرده بود و یکی از خوانندگان به نام جامعه‎ی ارامنه بود که در کافه نادری تهران و بعدها از هنر خود در راه خدمت به موسیقی کلیسایی استفاده کرد و اجراهای پرستشی زیادی از خود به یادگار گذاشت.

در طول چهار دهه‎ای که از عمر انقلاب اسلامی می‌گذرد، موسیقی ارامنه در ایران روندی رو به سقوط به خود گرفت و هرگز نظیر هنرمندان پرظرفیتی که پیش از انقلاب رشد کرده بودند تکرار نشد.

“اروج بیگ بیات” در اسپانیا پس از گرویدن به مسیحیت دون ژوان نامیده شد و کتابی به نام «دون ژوان ایرانی» را درباره حکومت صفوی و شرح سفر خود به اسپانیا نوشت.

به گزارش «محبت نیوز» در حالیکه تشیع در ایران در دوران صفویه به صورت مذهبی رسمی ظاهر گردید اما در همین دوران بود که “اروج‌بیگ بیات” و آنطور که بعدها خوانده شد دون خوان یا دون ژوان ایران (۱۵۶۰”۱۶۰۵م)  از اعضای عالی رتبه و اصلی هیئت ایرانی به همراه چند تن دیگر از اعضای ایرانی، در سفری که به اروپا داشتند به مسیحیت گرویدند.

وی که به فرمان شاه عباس یکم (۱۰۰۷ق، ۱۵۹۹م) به سرپرستیحسینعلی بیگ بیات برای تحکیم روابط به اروپا رفته بود، دبیر اول نخستین سفارت شاه عباس در اروپا محسوب می شد.

گویا در این سفر که آنتونی شرلی نیز به همراه هیئت ایرانی بوده است بین او وحسینعلی بیگ اختلافی در می گیرد و پاپ ابتدا آنتونى شرلى را به عنوان سفیر ایران پذیرفت و هنگامى که نوبت به حسینعلی‌بیگ رسید، وى ادعا کرد که سفیر اصلى اوست و شرلى فقط نقش راهنماى گروه را دارد؛ در حالى که شرلى فرستاده مخصوص شاه نیز بود.

حسینعلى بیگ در نزد پاپ توفیقى به دست نیاورد و هنگامى که پس از دو ماه اقامت در رم، می‌خواست عازم اسپانیا شود، فهمید که آنتونى شرلى و همراهانش ناپدید شده‌اند و بنیاد بیگ (دبیر سوم)، سلمانى و آشپز گروه نیز به مسیحیت گرویده‌اند.

هنگامى که حسینعلی‌بیگ می‌خواست اسپانیا را به قصد لیسبون ترک کند، از مسیحى شدن علیقلى بیگ، برادرزاده‌اش نیز آگاه شد که نگرانى خاطر بسیارى براى او فراهم آورد. از این‌رو تصمیم گرفت از سفر به دیگر کشورهاى اروپایى صرف‌نظر کند.

این گروه اعزامی ایرانی در راه بازگشت به وطن بودند که در مریذا (مارده) در نزدیکى لیسبون، شخصى، روحانى شیعه گروه را به قتل رساند. حسینعلی‌بیگ آشفته از این اوضاع، اروج بیگ را مأمور کرد تا براى دادخواهى نزد پادشاه اسپانیا برود اروج‌بیگ نیز در بازگشت به اسپانیا به مسیحیت گروید، اما به لیسبون بازگشت. وى در این پندار بود که مسیحی شدنش را پنهان کند و قصد داشت پس از بازگشت به ایران، با خانواده‌اش به اسپانیا بازگردد، اما معلوم شد که حسینعلی‌بیگ از این ماجرا اطلاع دارد و نقشه قتل وی را کشیده است. با این حال، این کار عملى نشد و اروج‌بیگ خود را از مهلکه نجات داد و ناگزیر در اروپا ماند.

در منابع و متون تاریخی اسپانیا چنین آمده است: «یک نجیب زاده ایرانی بنام “اروج بیگ” که به سفارت ایران در اسپانیا اعزام شده بود , همراه با دو تن از همراهان خود به مسیحیت گرویدند. وی پس از فراگیری زبان اسپانیایی کتابی در سال ۱۶۰۴ منتشر ساخت و نام “دن خوان ایرانی” ( دن ژوئن ) را برای خود برگزید. در روی جلد این کتاب آمده است: “از دن خوان ایرانی به حضرت کاتولیک , جناب فلیپ سوم , پادشاه کشورهای اسپانیا و آقای ما. درسه جلد بررسی اهم امور ایران , شجره نامه پادشاهان آن , جنگ های ایرانیان, ترک ها و تاتارها , مشاهدات خود در سفر به اسپانیا, تغییر مذهب خود و دوتن از جوانمردان ایرانی , تقدیم می شود.»

او اندکی پس از انتشار کتاب خود تحت عنوان دون ژوان ایرانی، توسط یک اسپانیایی کشته شد. قاتلانش برای اینکه قتل او آشکار نگردد او را در قایقی نهاده و به دریا انداختند.

پرونده‎سازی رسانه‌ها و چهره‌های امنیتی-مذهبی علیه مسیحیت

از شباهت‌های جمهوری اسلامی با داعش نوع برخورد حکومت ایران با اقلیت‌های دینی، روزنامه‎نگاران و خبرنگاران است.

didehban

به گزارش «محبت‌نیوز» وب‏سایت امنیتی «دیده‎بان» از رسانه‌های وابسته به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی که بازوی قدرتمند حکومت در پرونده‎سازی علیه اقلیت‌های دینی به خصوص مسیحیان است در مصاحبه با یک روحانی به اسم حجت السلام کاشانی به تجزیه و تحلیل مسیحیت پرداخته است.

این فرد که به گفته دیده‎بان پژوهشگر حوزه مسیحیت است، ادعا نموده جریان ( مسیحیت ) تبشیری یک شاخه از جریان افراطی در جهان امروز است که داعش نمونه‎ی اسلامی آن است.

این ادعا به طور مستقیم تجلی سطح آگاهی این پژوهشگر است، زیرا فقط کافیست در چند حوزه‎ی اجتماعی و فرهنگی رفتار حکومت جمهوری اسلامی با داعش را مقایسه کنیم.

همانطور که داعش یا حکومت‌های اسلامی منطقه مثل عربستان برای زنان محدودیت ایجاد می‌کنند، در جمهوری اسلامی نیز زنان با محدودیت‌های زیادی روبه رو هستند.

آنها باید حجاب اجباری داشته باشند، دیه آنها نصف مردان است، حضورشان در استادیوم‌ها و ورزشگاه‌ها ممنوع است، در بسیاری از مشاغل استخدام نمی‌شوند، حق موتورسواری و دوچرخه‏ سواری در شهر را ندارند، از انجام بسیاری از ورزش‌ها محروم هستند و قوانین قضایی اسلامی مرتبط با طلاق در مورد زنان سوال برانگیز است، در جمهوری اسلامی هنوز بر سر اینکه یک زن بتواند کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شود اختلاف نظر وجود دارد . اگر داعش فرمولی به اسم جهاد نکاح دارد در اصول شیعه هم ازدواج یک مرد با چند زن ممانعتی ندارد و فعل «صیغه» بر تارک تشیع می درخشد.

از دیگر شباهت‌های جمهوری اسلامی با داعش برخورد حکومت ایران با روزنامه‎نگاران و خبرنگاران است. همانطور که گروه تروریستی دولت اسلامی با هرگونه اطلاع‎رسانی و گردش آزاد اطلاعات مقابله می‌کند، مراجع شیعه نیز از فضای مجازی و تلگرام و توئیتر وحشت دارند.

درحالی‌که طلاق و فساد و فقر و بی‌کاری ریشه در سوء مدیریت و ناتوانی روحانیت در کشورداری دارد، آنها با پاک کردن صورت مسئله مشکلات را به گردن تلگرام و فیس‎بوک و فضای مجازی می‌ا‌ندازند و دست به سانسور گسترده و فیلترینگ زدند.

“کاشانی” در ادامه ی گفتگو با وب سایت امنیتی “دیده بان” به تاسیس کلیساهای خانگی اشاره کرده و هشدار داده در شهرهای مختلف ایران از جمله در تهران، مشهد، کرمان، کرمانشاه، ساری، رشت، ارومیه، تبریز و…کلیساهای متعددی تشکیل شده است.

او ادعا کرده، «با وجود اینکه ۵۰۰ کلیسا در ایران دایر است ولی ارمنیان و آشوریان به هیچ وجه اجازه ورود این افراد را به داخل کلیساهای خود نمی‌دهند، و مسیحیان تبشیری‌ را اصلن مسیحی نمی‌دانند و لذا مجبور به تاسیس کلیساهای خانگی می‌شوند».

به گفته او «سومین وسیله تبلیغ مسیحیت تبشیری شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک، اینستاگرام و تلگرام است. با این حال مسیحیت از راه های سنتی خود هم غافل نمانده و از رادیو به عنوان قدیمی‌ترین ابزار تبلیغی خود استفاده می‌کند. یکی از راه‌های تاثیر گذار آنها تربیت کشیش است که به صورت کلاس‌های فیزیکی یا اینترنتی و رادیویی اقدام به تربیت کشیش با زبان‌های مختلف از جمله فارسی می‌کنند و یکی از چالش‌هایی که ما در آینده خواهیم داشت مواجهه با کشیشان بومی است که مسیحیت تبشیری اقدام به آموزش آنها کرده است؛ در حالیکه ما قبلن کشیش بومی نداشتیم و اگر کسی تبلیغ مسیحیت را می‌کرد یا ارمنی بود یا آشوری یا انگلیسی یا فرانسوی و…».

این به اصطلاح پژوهشگر حوزه مسیحیت در پاسخ به اینکه جغرافیای مسیحیت تبشیری کجاست افزود: «از لحاظ جغرافیایی، نمی‌توان جای خاصی را برای مسیحیت تبشیری قائل شد هر کجا که ماهواره باشد آنها هم حضور دارند. هر کجا که شبکه‌های اجتماعی باشد آنها هم حضور دارند گرچه در تهران و کرج و حومه آن شاید تبلیغات گسترده‌تری داشته باشند ولی در شهرهایی مثل رشت، مشهد، نیشابور و شیراز می‌توانند تاثیرات خیلی بیشتری را بگذارند اما هر کجا که ابزارهای ارتباطی هست آنها می‌توانند حضور داشته باشند».

به گفته‎ی شیخ کاشانی یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های مسیحیت تبشیری در بین ایرانی‌های خارج‌نشین است. او با اشاره به ایرانی‌هایی که به صورت پناهندگی یا به هر عنوان دیگر به خارج از کشور می‌روند آنجا در گرداب اینها گرفتار می‌شوند و امروزه یکی از راه‌های پناهندگی تغییر دین است. اینها با استفاده از این روش و تائید کلیسا مبنی بر مسیحی شدن افراد این ادعا را می‌کنند که اگر ما به ایران برگردیم امنیت جانی نخواهیم داشت فلذا باید به ما پناهندگی بدهید، اما کلیسای امروز به راحتی کسی را تائید نمی‌کند.

این برای اولین بار نیست که یک کارشناس مذهبی وابسته به دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی اعتراف می‌کند که مسیحیت فارسی‎زبان در داخل کشور رو به رشد است و به خصوص جوانان گرایش زیادی به گرویدن به مسیحیت دارند، به طور طبیعی با توجه به محدودیت‌ها افزایش کلیساهای خانگی رابطه‎ی مستقیمی با افزایش تعداد مسیحیان دارد و هر کجا نوکیش مسیحی باشد کلیساهای خانگی را هم برپا می‌کنند.

از طرفی دیگر در طی یکی دوسال اخیر سایت‌ها و پایگاه خبری و همچنین صدا و سیما تعدادی از طلاب و مدرسین حوزه‌ را به عنوان پژوهشگر حوزه‏ مسیحیت معرفی می‌کند و اصولن در مباحثی یک طرفه با اطلاعاتی که عمد‎تن اشتباه و بدون منبع یا سند است سعی در تخریب چهره مسیحیت دارند.

برگزاری ده‌ها میزگرد و نشست با موضوع مسیحیت، درحالی که تمام کارشناسان معمم هستند، خود تجلی این واقعیت است که تا چه اندازه جمهوری اسلامی قصد محدود نمودن نوکیشان مسیحی را دارد اما همین حساسیتهای نظام اسلامی و گفتگو ها با کارشناسان مذهبی تنها موید این حقیقت است که کار خداوند در کشور عزیزمان ایران در مسیر صحیح خود قرار گرفته و هر روزه شاهد و ناظر رشد مسیحیت در میان هموطنانمان هستیم.

انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش دوم)

انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش دوم)
انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش دوم)

در چهار دهه‎ی گذشته بیش از ۸۰ درصد نویسندگان، مترجمان، شعراء و روزنامه‎نگاران ارمنی، ایران را ترک کردند.

به گزارش «محبت‌نیوز» در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به آثار و تبعات انقلاب اسلامی بر جامعه‎ی ارامنه‎ی ایران و اقلیت‎های مسیحی پرداخته شد که بخش اول آن شامل مهاجرت، سرکوب‌ اعتقادات و استیلای نظام آموزشی و تاثیرات منفی انقلاب اسلامی بر ورزش ارامنه بود.

۲۰ دی ماه سال ۱۳۹۳ روبرت صافاریان، در دوهفته نامه‌ی‌ ارمنی «هویس» شماره ۱۸۵ می‌نویسد: «در همین هشت سال فعالیت مجله ما [مجله] دست کم نیمی از کارکنان‌مان رفته‌اند و برخی دیگر دارند بار سفر می‌بندند. مدارس ارمنی به سبب نبود دانش‌آموز یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند. آزاد ماتیان، استاد دانشگاه و مهم‌ترین نویسنده ارمنی ایران سال گذشته رفت».

او در این نوشتار با اشاره به دیگر اقوام و آشنایانش که در این چند سال ایران را ترک کردند و به گلندلِ کالیفرنیا رفته‌اند نوشته، «تنوع دینی جامعه در حال از میان رفتن است. فارغ از ارزیابی مثبت یا منفی‌مان از این مهاجرت، رویداد مهمی است. در سطح جامعه ایران رویداد مهمی است. در جامعه کوچک ارامنه ایران که مسلمن مهم‌ترین رویداد است».

مهاجرت نویسندگان، روزنامه‎‎نگاران ارمنی و تیغ سانسور بر گلوی نشریات
مستندات تاریخی نشان می‌دهد که صنعت نشر و چاپ را ارمنه‎ به ایران وارد کردند. بر همین اساس فرهنگ و ادبیات ارمنی به طور قابل ملاحظه‎ای رشد داشت. همچنین چاپ کتاب‌های مربوط به نویسندگان و شاعران و مترجمان ارمنی و همینطور کتاب‌های الهیاتی مسیحیان در مقاطعی از تاریخ رونق زیادی داشت که تا پیش از انقلاب هم ادامه داشت.

اما تیراژ این کتاب‌ها و مجلات و شمارش آنها پس از انقلاب به یکباره کاهش یافت و درست نقطه‎ی مقابل آن افزایش شمار کتاب‌ها و نشریاتی بود که در حوزه‎ی اسلامی و ایدئولوژیکی با انبوهی از سرمایه منتشر می‌شدند.

اولین نشریه ارامنه با نام «شاویق» (کوره راه) با مدیریت هوهانس ماسحیان در ۱۸۹۴ منتشر شد. در سال ۱۹۶۱ «انجمن نویسندگان ایرانی ارمنی» در تهران تأسیس شد.

جامعه‎ ارامنه‎ی ایران حدود چهل و هشت نشریه در تهران، دو ماهنامه در جلفای اصفهان و حدود ۱۶ نشریه در آذربایجان و یک روزنامه در رشت داشتند، اما شمار آنها امروز به زیر ۱۰ نشریه رسیده و تنها روزنامه‎ی آلیک، ماهنامه‌هایی مثل آرارات، آباگا (آینده)، پیمان، هفته نامه آراکس ( به دو زبان ارمنی، فارسی) و چند مجله و دو هفته‎نامه مثل لویس (نور) به اضافه تعدادی وب سایت مانند مؤسسه ترجمه و تحقیق «هور» و… باقی مانده‎اند.

روبرت صافاریان، سرگئی بارسقیان، آزاد ماتیان، کارو دردریا، یوریک کریم‌مسیحی، زویا پیرزاد و واهه آرمن نویسندگان معاصر و به نام ارامنه بودند که به نظر آخرین نسل نویسندگان حرفه‌ای در جامعه‌ی مسیحیان ارامنه‎ی ایران باشند که بعضی از آنها در داخل کشور فعال بودند.

آسیب جدی ارامنه عدم آموزش و پروش نویسندگانی بود که جایگزین پیشکسوتان و نخبگان ارمنی باشد و این خلاء به خصوص در رسانه‌های ارمنی بسیار مشهود است. شمار زیادی از ارامنه‏ ی مستعد در نویسندگی، ترجمه و روزنامه‎نگاری در سال‌های اخیر ایران را ترک کردند.

از طرفی انتشار مجلات، نشریات و کتب‌ در جامعه‏ی ارمنی با محدودیت‌های زیادی روبرو است که یک سرش عدم حمایت مالی و معنوی از نویسندگان مستقل است و سرش دیگر آن سانسور و محدودیت‌های حکومتی که ریشه به تیشه‏ ی فرهنگ غنی ارمنی در ایران زده و آن را با سیاست و ایدئولوژی متعصب  اسلامی شیعه زخم زده است.

در همین ارتباط خبرگزاری ایلنا چندی پیش نوشت که انتشارات نائیری (که با سرمایه‌گذاری مرحوم ساموئل ساروخانیان راه‌اندازی شد) نیز حدود ۷۰ سال است به عنوان تنها ناشر ارمنی‌زبان ایران در کنار انتشار فرهنگ‌های لغت، کتاب‌های مردم‌شناسی، هنری و تاریخی و حتی آثار کودک و نوجوان به زبان ارمنی و سابقه‌ای ۶۲ ساله در چاپ تقویم دیواری‌های ویژه‌ای که شامل روایتی از نیم‌قرن زندگی، فعالیت اجتماعی فرهنگی و تولیدات فکری ارمنیان ایران هستند، فعالیت دارد.

اما این‌ها در آینده‎ای نه چندان دور موسساتی خصوصی خواهند بود که از نیروی انسانی و نیروی فکری ممتاز ارمنی خالی هستند.

پیش انقلاب بخش خصوصی ارامنه کتاب‌هایی با تیراژ ۵۰هزار تا ۷۰هزار جلدی منتشر می‌کردند که شامل رمان‌ و داستان با محتوای تاریخی-اجتماعی بود. اما در حال حاضر اصلی‌ترین حوزه ‏ی انتشارات جامعه ‏ی ارمنی شورای خلیفه‎گری ارامنه شده که به طور خاص تحت نظارت و همکاری با جمهوری اسلامی است.

از این رو سانسور و رصد محتوای کتاب کمر فرهنگ و ادبیات ارمنی را هم در ایران شکست و تقریبن پس از انقلاب هیچ اثر قابل توجهی از نویسندگان و شاعران ارمنی ایرانی منتشر نشد.

روبرت صافاریان، مرداد ماه سال ۱۳۹۵ در گفتگو با ایلنا صراحتن اعلام کرد، ارمنی‌‌ها به شدت در حال مهاجرت از ایران هستند و این موضوع باید توسط مطبوعات و رسانه‌ها مطرح شده و دلایل آن را واکاوی کنند، در قالب یک آمار کلی می‌گوید: «براساس آمارها بعد از انقلاب به این طرف تعداد ارمنه در ایران به ۲۰درصد کاهش یافته (از این تعداد هم بخش قابل توجهی در تدارک برنامه‌ریزی برای مهاجرت هستند) و این یعنی ۸۰درصد از ارمنه‌ی ایران کشور را ترک کرده‌اند.»

با کلیسای برفی «اومسک» در روسیه آشنا شوید+عکس

کلیساهای متعددی در سراسر جهان وجود دارد که ایمانداران ساعتی را برای پرستش خداوند در آن به سر می برند، اما این کلیسا با دیگر همتایانش کمی متفاوت است.

C2_4BiSXUAACg71

به گزارش«محبت نیوز» گاهی در دنیا سازه هایی با معماری و مصالح عجیب ساخته می شوند که در نوع خود خاص و کم نظیر هستند.

حالا یکی از ساکنان منطقه اومسک در کشور روسیه در محوطه منزل خود کلیسایی از برف ساخته که داخل این کلیسا برفی همانند یک کلیسای واقعی ساختمانی اما کوچک می باشد؛ بر روی سقف آن صلیب نصب شده و در گوشه کنار این کلیسای برفی شمع و چراغ روشن است و مردم می توانند به خواندن کتاب مقدس و پرستش خداوند بپردازند. این کلیسای برفی با استقبال خوبی از سوی اهالی این منطقه روبرو گردیده است.

C3AYKWkXAAA-Dma

سابقه ساخت کلیساهای برفی و یخی مختص به روسیه نیست و پیش از این نیز در آلمان و رومانی کلیساهایی با برف و به صورت موقتی احداث شده بود.

منبع : محبت نیوز