درسى از زندگى ایلیاى نبى

image_pdfimage_print

“اینجا چه مى کنى؟”

این ندایى از خدا به ایلیاى نبى بود “ایلیا تو را در اینجا چه کار است” اول پادشاهان: ١٩: ٩

ایزابل، ایلیا را تهدید به مرگ کرد و ایلیا ترسید و نتوانست با تهدیدها علیه خودش برخورد کُنَد، اقتدارش را از دست داد و پا به فرار گذاشت.
اگر چه ایزابل نتوانست ایلیا را بکشد، اما همان ترس که بر قلب ایلیا وارد شد باعث شد که نقشه ایى که خدا بدستِ او مى خواست به اتمام برساند، به دست کَسِ دیگرى یعنى الیشع به اتمام رساند، زیرا اِلیشع اقتدارِ خود را خوب مى شناخت و او را حفظ کرد.

کلام خدا در غلاطیان ۵: ١ مى فرماید:” پس به آن آزادی که مسیح ما را به آن آزاد کرد، استوار باشید و باز در یوغ بندگی گرفتار مشوید.”

یک ترس ایجادِ تشویش و سردگمى مى کند، و هدفِ او این است که ما را از ان هدفِ اصلى دور کند، اگر با هراس فورا برخورد نشود، بزرگ و بزرگتر مى شود تا جایى که رده پاى خدا در دلمان گم مى شود و به جایى خواهیم رسیدکه ندایى در گوشمان مى گوید…

“اینجا چه مى کنى؟”

غلامِ مسیح
بهروز

https://telegram.me/joinchat/DCp7MT2SqCXCi8-dz0mRRg