زخم های دوست داشتنی

image_pdfimage_print

کودکی درکنار رودخانه‌ گرفتار دندان های تمساحی شد که پای او را به داخل رودخانه کشاند. مادر، بلافاصله بازوی کودک را گرفت و اورا به طرف بیرون کشاند. مردم به کمک آمده کودک را از دهان تمساح رهانیدند.
کودک با اثر دو زخم، بزرگ شد. وقتی از او می پرسیدند زخم پایت چیست؟ با ناراحتی می گفت زخم درنده خویی تمساحی است که به من بدون این که تقصیری داشته باشم حمله کرد و هر وقت به یادش می افتم دلم پر از درد می شود. اما وقتی می پرسیدند زخم های بازوهایت چیست، با شادی و آرامش می گفت: آه این زخم های عـشق است. زخم ناخن های مادرم وقتی مرا با تمام وجودش گرفته بود و از دهان تمساح بیرون کشید. با یادآوری این «زخم های دوست داشتنی» همیشه لذت می برم و به آنها افتخار می کنم اگراین زخم ها نبود من آن روز تکه تکه شده بودم.

دوست عزیز همه ما در مسیر زندگی به نوعی زخمی می شویم.
بعضی به خاطر بی وفایی دوست پسر یا دوست دخترشان زخم احساسی دارند.
بعضی به خاطر ناجوانمردی نامزد و یا همسرشان زخم عاطفی دارند.
بعضی به خاطر اعتماد بیش از حـد به دیگران زخم ضربه های مالی دارند.
بعضی به خاطر شـرایط نامساعـد پناهندگی و آوارگی، زخم روحی دارند.
بعضی به خاطر ایمانشان زخم آزار و محرومیت از حقوق انسانی دارند.
زخم ها انواع است و اثرات آنها را نمی توان انکار کرد.

اما درمان چیست؟
درمان این است که یک بار برای همیشه تکلیف تان را با علت همه زخم هایتان روشن کنید تا درد ناشی از این زخم ها بیشتر از این آزارتان ندهد و آن را با تلخی به نـسل بعد از خودتان منتقل نکنید.
هیچ چیزی در دنیا بدون قیمت نیست. باید از خودمان سوال کنیم زخم عمیق امروز من بهای رسیدن به کدام خواسته و رویای فردای من است؟

چه بـسا تمام زخم هایی که از بی وفایی دوست، نامزد، همسر، شرایط آوارگی و آزار دیدن به خاطر ایمانتان دارید مانند همان زخم های دوست داشتنی ناخـن های مادر این کودک باشد که شما را از تکه تکه شدن به وسیله تمساح شرارت این دنیا، محفوظ نگاه داشته است!

یادمان باشد دربرابر زخم های نفرت انگیز آدم های تمساح صفت این دنیا «زخم های دوست داشتنی» عـیسایی وجود دارد که برای رهانیدن ما از دندان های شریر بر صلیب رفت و «زخم عشـق» گرفت. کلام خدا می گوید: “به زخم های مسیح ما شــفا یافته ایم. (اول پطرس فصل دوم آیه بیست و چهارم).
جلیل سپهر

About Sina

کسی‌که همهٔ این چیزها را تصدیق می‌كند، می‌گوید: «آری! من بزودی می‌آیم!» آمین! بیا ای عیسی، ای خداوند! فیض عیسی خداوند با همهٔ شما باد، آمین!

View all posts by Sina →