دانیال نبی کیست ؟

image_pdfimage_print

دانیال یکی از چهار نبی بزرگ در عهد عتیق می‌باشد. دانیال شخصی از طایفه یهودا و از خانواده‌ای اشرافی و اصیل بود. محل تولد وی به احتمال زیاد اورشلیم و در سال ۶۲۳ قبل از میلاد بوده است. در سومین سال پادشاهی یهُویاقیم پادشاه یهودا بر اسرائیل، اورشلیم توسط نَبُوکَدْنَصَّر پادشاه بابل در هشتمین سال سلطنتش، محاصره و تسخیر گردید.
نَبُوکَدْنَصَّر، یهُویاقیم و تمامی اسرائیلیان به غیر از مسکینان را به اسارت به بابل برد. و دانیال را به همراه سه تن دیگر که از خانواده اصیل و از اشراف بودند، جهت تعلیم و تربیت و یادگیری علم و زبان کلدانیان و خدمت به پادشاه به دربار خود در بابل فرستاد. ( حدود ۶۰۶ قبل از میلاد). در بابل به دانیال نام و لقب بَلْطَشَصَّر به معنی شاهزاده بِل که نام بت حمایت کننده از پادشاه بود، داده شد.
دانیال در دربار از خوراکی که به آنها می‌دادند به واسطه نجس بودن از نظر شریعت موسی، نخورد و تقاضای خوراکی دیگر کرد. وزیر دربار برای مدت ده روز به آنان غذای مورد درخواست آنان را داد و سپس چون متوجه شد آنان از نظر سلامت در وضعیت بهتری قرار دارند، با درخواست دانیال موافقت کرد.
پس از پایان یافتن تعلیم و تربیت دانیال، او و سه نفر دیگر از همراهان وی را به حضور نَبُوکَدْنَصَّر بردند و پادشاه آنان را در حکمت و دانایی، ده بار بهتر از بقیه منجمان و جادوگران دربار دید و هر کدام از آنان را به خدمت گماشت.
دانیال که دارای حکمت در تعبیر خواب بود. اغلب خوابهای نَبُوکَدْنَصَّر را تعبیر می‌نمود. پس از بیان و تعبیر اولین خواب وی در ارتباط با زوال حکومتش، نَبُوکَدْنَصَّر او را تعظیم کرده و خدای دانیال را خدای خدایان خواند، و به او مقام والا و هدایای ارزنده داد. در تعبیر خوابی دیگر که نَبُوکَدْنَصَّر دیده بود، دانیال به وی گفت: مدت هفت سال در بیابان رانده خواهی شد و با حیوانات صحرا زندگی کرده و مانند گاو علف خواهی خورد، تا زمانی که بدانی دنیا در دست خداوند است و از تکبر خود دست برداشته و فروتن گردی، و تمامی این اتفاقات برای نَبُوکَدْنَصَّر افتاد. دانیال که از اسیران یهودا بود و به سبب حکمت و دانش خود و تعبیر خوابهای نَبُوکَدْنَصَّر جایگاه ویژه‌ای در نظر این پادشاه پیدا کرد و رئیس رؤسای جمیع حکمای بابل گردید.
پس از به سلطنت رسیدن بَلْشصَّر، وی در یک شب مهمانی بزرگی ترتیب داده و در آن شب با جامهایی که جدش نبوکدنصر از خانه خداوند در اورشلیم آورده بود، شراب نوشیدند. در همان وقت انگشتانی بر روی دیوار قصر چیزهایی نوشت که سبب نگرانی بَلْشصَّر گردید. ملکه از وی خواست که دانیال را برای خواندن و تفسیر نوشته ها احضار کند. دانیال نوشته ها را خوانده و حکومت وی را تمام شده از جانب خداوند اعلام کرد. در همان شب بَلْشصَّر کشته و داریوش مادی به جای وی، بر تخت سلطنت نشست.
داریوش مادی برای اداره مملکت، صد و بیست حاکم برای قسمتهای مختلف کشور انتخاب نمود و سه وزیر که یکی از آنان دانیال بود برای نظارت بر آنان انتخاب کرد. داریوش به سبب دانایی و کفایت دانیال، تمامی اداره امور کشور را به او سپرد، و این سببی برای حسادت سایرین به دانیال و تلاش برای از بین بردن وی گردید.
سخن چینی و دسیسه سایر وزرا نسبت به دانیال ادامه می‌یابد تا آنجا که پادشاه را مجبور به صدور و امضای حکمی کردند که به موجب آن هر شخصی که تا سی روز هر درخواستی دارد، اگر از خدایی یا انسانی به غیر از داریوش بطلبد، در چاه شیران انداخته شود. دانیال به فرمان صادره اعتنایی نمی‌کند و هر روز سه مرتبه خدای خود را عبادت می‌کرد. پس آن اشخاص به پادشاه اطلاع دادند و پادشاه از امضای فرمان سخت پشیمان و عصبانی گشت. اما به موجب قانون مادیان و فارسیان حکم غیرقابل برگشت بود. دانیال یک شب را در چاه میان شیران به سر برد و بامداد روز بعد بدون هیچ صدمه و آزاری از چاه خارج گردید. داریوش اشخاصی را که از دانیال شکایت کرده بودند، به همراه خانواده آنان در چاه شیران افکند و آنان خوراک شیران گشته و همگی کشته شدند.

دانیال تا زمان فتح بابل به دست کورش بزرگ پادشاه ایران، همچنان در دربار خدمت می‌کرد و تا سال اول حکومت کورش حضور داشته است. وی تمامی عمر خود را در بابل بود و از تاریخ مرگ وی اطلاع دقیقی در دست نیست. احتمالا وی در حدود نود سالگی درگذشته است. آرامگاه دانیال در شهر شوش واقع در خوزستان ایران می‌باشد.
منبع: رازگاه